|
Brighman
کاربر جدید

 وضعيت: آفلاين 8 مرداد ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 10 محل سكونت: Night-City
|
ارسال شده در: چهارشنبه، 9 مرداد ماه ، 1387 18:36:34 موضوع مطلب: فرشته ها در بین ما |
|
|
فرشته ها در بین ما --- نوشته ي آلاباما --- ترجمه Brightman.
در یک روز سرد زمستانی، داشتم از مدرسه به خونه می اومدم. از میون جنگل یه میانبر زدم که راهم رو گم کردم. هوا داشت تاریک می شد و من تنها بودم و می ترسیدم. اما یه پیرمرد مهربون دست منو گرفت و منو تا خونه آورد. مامان اونو نمی دید، اما اون هنوز اونجا ایستاده بود و من از اعماق قلبم می دونستم که اون پاسخ دعاهای من بود. بله، من بر این باورم که فرشته هایی از یه جایی اون بالا بالاها، بین ما فرستاده میشن. اونها در تاریک ترین لحظات پیش من و شما می آیند تا به ما نشون بدهند که چطور زندگی کنیم، تا به ما بیاموزند که چطور دست دهندگی (کمک) داشته باشیم، تا با نور عشق ما رو راهنمایی کنند. وقتی زندگی با لحظات مشکل خودش منو به زانو در میاره، همیشه یه نفر هست تا منو آروم کنه، یه واژه ي پرمحبت از یک غریبه که دست کمکی به من قرض می ده، یا یک تلفن ساده از یک دوست که ففط می گه می فهمم. آیا جالب نیست که در انتهای تاریک راه یه نفر، تنها با یک روزنه از امید، اون رو روشن می کنه؟ بله، من بر این باورم که فرشته هایی از یه جایی اون بالا بالاها، بین ما فرستاده میشن. اونها در تاریک ترین لحظات پیش من و شما می آیند تا به ما نشون بدهند که چطور زندگی کنیم، تا به ما بیاموزند که چطور دست دهندگی (کمک) داشته باشیم، تا با نور عشق ما رو راهنمایی کنند. افراد بسیاری بوده اند که در غریب ترین مکانها، خود را به ما نشان داده اند، تا در لحظات نیاز با مهربانی خود ما را خوشنود کنند. بله، من بر این باورم که فرشته هایی از یه جایی اون بالا بالاها، بین ما فرستاده میشن. اونها در تاریک ترین لحظات پیش من و شما می آیند تا به ما نشون بدهند که چطور زندگی کنیم، تا به ما بیاموزند که چطور دست دهندگی (کمک) داشته باشیم، تا با نور عشق ما رو راهنمایی کنند. _________________ از روزها بیزارم
فقط یک خورشید و دیگر هیچ
اما این شب است که میلیاردها خورشید را در خود جای داده
و باز هم خاموش است!
Nightman |
|